فضای عشق

 

دوستت دارم بی نهایت اما از این دوست داشتن دوست ندارم برات

حصار یا زندان بسازم همان طور که از دوستی هیچ کس برای خودم

حصار نمی سازم چون معتقدم عشق و دوست داشتن نهایت اعتماد و

آزادی را می اوره و اسارت و مالکیت توی این زمینه اصلا معنایی

نداره ... 

تقدیم به تک ستاره قلبم که خیلی دوسش دارم هادی

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

 

من برای سالها می نویسم

 

               سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند

                                                  افسوس که قصه مادربزرگ درست بود

                                                                                  همیشه یکی بود و یکی نبود ...

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

قاصدک

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا و ز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز یاری و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی باکس
 
برو آنجا که تو را منتظرند 
 
 قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ
 که فریبی تو. ، فریب
 قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟

در اجاقی طمع

شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند
. 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

 

 

 

تمام عمر بستیم و شکستیم

 

به جز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

 

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

 

وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم

 

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست

 

گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم

 

يادمان باشد سر سجاده عشق

 

جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

 

يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند

 

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

..:: اگر کسي را دوست داشته باشي ::..

اگر کسي را دوست داشته باشي

 

نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني

 

نمي توني دوريش را تحمل کني

 

نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري

 

نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري

 

 

 

واسه همينه که عاشق ها

 

 

 

ديوونه ميشن

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

 

كاش بودي تادلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود

 

كاش بودي تا براي قلب من زندگي اينگونه بي معنا نبود

 

كاش بودي تا لبان سرد من قصه گوي غصه غمها نبود

 

كاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج واز دريا نبود

 

كاش بودي تا زمستان دلم اينچنين پرسوز وپرسرما نبود

 

كاش بودي تا فقط باور كني بعد تو اين زندگي زيبا نبود .. 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

 

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندي .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

..:: چقدر سخته ::..

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه

داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری

 

چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

 

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

 

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که

هنوز هم دوسش داری

 

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی

گل من باغچه نو مبارک


پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

..:: دوست دارم............. ::..

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟

چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.

دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

for hadi dear

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

..:: سلام بهانه من برای زندگی .... ::..

سلام بهانه من برای زندگی ....
دلت تنگ است ..... می دانم !!
قلبت شکسته است ..... می دانم !!
دوری برایت سخت است ...... می دانم !
اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
بیا و درد دلت را به من بگو...
و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!
با گریه خودت را ارام نکن....
گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..
گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....
گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..
می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..
ای عزیزم ...
ای زندگی ام ....
ای عشقم .....
اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...
برای دلی که هنوز در نبود تو ....
و ارام ... ارام می میرد...!
باور کن بغض راه گلویم را بسته است....
اما گریه نمی کنم...
می خواهم برایت فقط بنویسم...
اما تو بگو بهانه ام ...
می خواهم به یاد گذشته .... اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم ( به یاد روزهای از دست رفته )
بهانه ام :
بیا و دستهایت را در دستهایی بی روجم بگذار....
و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ...
این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..!
سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ...
باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد...
می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد
وقتی دست نوشته هایم را می خوانی ....
اشک از چشمان سرازیر می شود....
پس برای اخرین بار هم گریه کن....
چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی .....
من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan

..:: باورم نمیشه ::..

کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازشت کنم....
 

باورم نمیشود که از من این همه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
  
کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم....
 
 
کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم.... ای کاش ، کاش ، کاش...
  
دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای
 
بهترینم....
 
باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
 
 و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  
 
خنجر در قلبهایمان مینشیند ....
 
 
و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی
 
میکردی....
  
باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا
  
در این دنیا تنهای تنهایم .... بی کس ، بی نفس ، میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای
  
 که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
 

 کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
 

سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من
 
بیایی...
 

و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ، دلم 
 
 بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که رفته ای....

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٦ - mojgan